تبليغاتX
<TOORASH>
سفر ام را چه سود ؟

که نه دلی می شکند، نه لبی می شکفد ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/08/20ساعت 22:36  توسط تورش  | 

راستی می دانی، چند زمانیست که محور عالم ام شده ای ؟

می دانی که گرد تو می چرخم ؟

می دانی

دنیای ام

با چرخ

تو می گردد ؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/08/07ساعت 19:18  توسط تورش  | 

شب ها که از دور به شهر نگاه می کنم

تنها نور می بینم ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 19:39  توسط تورش  | 

پیشینه ی خدا، بسی بیشتر از پیشینه ی دنیای مجازی ست ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/07/10ساعت 23:25  توسط تورش  | 

یک هفته کار در منزل ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/07/06ساعت 16:1  توسط تورش  | 

وداع با چاوش موسیقی ایرانی ( برای کسانی که اصل مطلب را در یادداشتهای یک ژورنالیست آماتورهم ندیدند )

 


 

 

 

 

 

 

 

پرویز مشکاتیان این افتخار را داشت که عباس کیارستمی دکور و پوستر یکی از کنسرت های او را طراحی کرد.

 

 

+ نوشته شده در  88/06/31ساعت 23:19  توسط تورش  | 

زمین لرزه ای می آید و هر آنچه آبادانی ست با خود می برد و تنها معشوق برجای می ماند ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/29ساعت 2:39  توسط تورش  | 

نیمه شب بیدار می شوم

کنار پنجره ی سیاهی می ایستم

آرامش شب را می فهمم

سیگاری می کشـم

و کسی می خواهم که آرامش مرا بشنود ام ...

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/24ساعت 21:5  توسط تورش  | 

ما با شما ایم و سخن مان نیز با شماست :

اعتراف های از پیش نوشته را بخوانید

که تکرار بی هوده آن کلمات، فقسی ست که امن تر تان می دارد

که شما را ما، جان به در برده می خواهیم، نه جان باخته ...

+ نوشته شده در  88/06/20ساعت 12:24  توسط تورش  | 

تیک تاک ساعت، صدای ترک خوردن زمان است ...

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/13ساعت 23:4  توسط تورش  |